X
تبلیغات
ما تیزهوشانی هستیم... - مدرسه خود را توصیف کنید-1

ما تیزهوشانی هستیم...

ما ز دریاییم و دریا میرویم... تیزهوشیم و از روی دیوار میرویم...!

مدرسه خود را توصیف کنید-1

 در ابتدا اول یکم  خژالت می کشیم   هم اکنون می خواهیم وضعیت کنونی مدرسه ای را که هم اکنون در آن حضور داریم بتوصیفیم تا به نهایت مشکلات ما (یا همان بدبختی هایمان) پی ببرید.    از آنجایی که خیلی زیاد بدبختی داریم، می خوایم دنباله دارش کنیم یا همان قسمت قسمت یا پارت پارت خودمان! بعد از این قول می دهیم که فقط و فقط پست علمی بدهیم.... ( جان خودمان...)

قسمت ۱:

ما ۴ تا تاب تو مدرسه مون داریم که جلو دید همه هست ، همیشه هم کلی طرفدار دارن....

 

این  یکی از ارازل اوباش قبیله ماست ، بله بله، شک نکنید ، همچین چیزی امکان داره

 یه آقاهه هست که من نمی دونم کیه، ولی میاد به ما پازل چوبی،بادکنک و اینا می ده  سرشم خیلی شلوخه... کار و کاسبی شم گرفته خلاصه ، خلاصه بیزینس خوبیه...

 

  کلاس زیست  تو این چند حالت خلاصه می شه:  (---> همون خود درگیری...)

پ.ن: بیشتر مواقع واسه کلاس دینی هم صدق می کنه          

 

 جاتون خالی آرمیتا به معلم ریاضی مون فقط یه جمله گفت که سطح کتاب پایین... معلم ۲۰ دقیقه حرف می زد برامون که نه، برای شما پایین نه واسه اونایی که تو میان رود و اینا هستن ، از اون جا هم یه فلش بک زد به خاطرات گذشتشو ...خلاصه کلی وقت خرید برامون!

یه مدیر داریم که همه عاشقن ، همه هم می خوان لپاشو بکشن!! خیلی باحاله خلاصه... فقط حیف که Arabic Veil!

یه گربه ی بسیار تا بسیار لووووووووووووووووس و زشت  و پر رو داریم که دو نوع احساس و بهتون می ده که  بستگی به حال و هوای خوتون داره!

مثال:

دریا صبح روز یک شنبه بعد از ورود به مدرسه و مستقر شدن در علوفه باغچه، گربه هرو مشاهده می کند و کلی ذوق مرگ می شود و با دست نازش می کند و قربان صدقه اش می شود، اما دو صبح سه شنبه به محض ورود و دیدن هیکل گربه بی چاره می رود و چخش می کند و هی می گوید :بدو بدو..  برو تا نزدمت و اینا.

نتیجه : گربه بدبخت هیچ نقشی در احساسات شما ندارد،شما هستید که نظرتان را هر لحظه تغییر می دهید.

 

The End

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/18ساعت 5:5 PM  توسط اصفیا  |